محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6042

تاريخ الطبرى ( فارسي )

پس متوكل دستور داد : تا به محمد بن عبد الله طاهرى بنويسند كه فراهم آمدن عامه و جنبش در اين گونه چيزها را مانع شود . ( 191 يكى از عباسيان به هنگام مرگ به پسر خويش وصيت كرده بود كه از عامه بيمناك باشد . پس متوكل نامه نوشت و از فراهم آمدن منع كرد . غزاى تابستانى را در اين سال على بن يحيى ارمنى كرد . در اين سال سالار حج على بن عيسى شد كه ولايتدار مكه بود ( 192 آنگاه سال دويست و سى و هشتم درآمد . سخن از حادثاتى كه به سال دويست و سى و هشتم بود از جمله آن بود كه بغاء در تفليس بر اسحاق بن اسماعيل وابسته بنى اميه ظفر يافت و شهر تفليس را بسوخت . سخن از ظفر يافتن بغا بر اسحاق وابسته بنى اميه و سوختن شهر تفليس گويند : وقتى بغا سوى دبيل رفت به سبب آنكه مردم ارمينيه يوسف بن محمد را كشته بودند يك ماهى آنجا ببود و چون روز شنبه شد ، ده روز رفته از ربيع الاول سال دويست و سى و هشتم ، بغاء زيرك ترك را روانه كرد كه از كر گذشت كه نهرى بزرگ است حومه و در سراة بغداد و بزرگتر ، و ميان دو شهر است كه تفليس بر سمت غربى آن است و صغدبيل بر سمت شرقى . اردوگاه بغا بر سمت شرقى بود . زيرك از كر گذشت و به ميدان تفليس رسيد ، تفليس را پنج در است در ميدان و در فريس و در صغير و در حومه و در صغدبيل و نهر كر از كنار شهر سرازير مىشود . بغاء ابو العباس واثى نصرانى را نيز به مقابله مردم ارمينيه فرستاد از عرب و عجم . زيرك از سمت ميدان سوى